اولی منظورش اینه که هر کسی که روزگار بخواهد بل او دشمنی کند گرفتار می شود و اون چیزی که تو می خوای همونطوری پیش نمی ره الآن کتابم دم دست نیست ولی با اون شعری که توی درس ۱۶ فکر کنم صفحه ی آخرش که میگه کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید قضا همی بردش تا سوی دانه و دام
دومی هم منظورش به بیت اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری یعنی کسی که ذوق و اشتیاقی نداره با حیوان هیچ فرقی نداره و اون حتی پایین تر است