ببین یروز ابجی من به اسم ارتمیس با اسم تونی اومد و گفت من ارشم متولد ۸۶ از همون اول من فهمیدم عاقا ابن همون ارتمیس ابجی خودمه ولی گف به روی خودت نیار منم نیاوردم به روی خودم ارعه خلاصه این رفته رفته ضد دایی بچه عا ولی شد بابایی من همین دو هفته پیش با اسم خودش اومد گف که ارعه عاقا اون تونی من بودم حالا اینا رو ولش یه ماجرا دراومد این وسط من و ایشون عقد کردیم ( میثلنی ) ارعه خلاصه از اونروزبه بعد اونجوری ضدیم با هم خیلیم صمیمی بودیم و ... حالا بازم اینا رو ولش اینجچری شد دیگه ..خلاصه که اری الان اونروز اومد بچه ها بهش گفتن ایلا رگ زده این وحشی شد بعد برگشتم گفتم که نه اون مال قبل بود راضی شد ولی خب گفتم دا سرد شد بعدشم من محدود بودم نتونستم باهاش حرف بزنم دیروزم که ساعت ۸. و ۴۴ دیقه اومد من بیرون بودم افتخار حرف زدن باهاشو نداشتم