دلخواه و روان بود: دوست داشتنی بود و زود میگذشت
خشکی نداشت: خسته کننده نبود
به جد گرفته نمیشد: جدی گرفته نمی شد
روا: جایز
صورتک: نقاب
افتاده: فروتن
صاف: پاکدل
نگارنقشه: نقاشی
نازک: ظریف
دست: مجاز از نگارگری
نقش بندی: نقاشی
دلگشا: دوست داشتنی
رنگ را نگارین میریخت: خوب رنگ آمیزی میکرد
عرفانی: خداشناسی
اسلیمی: ممال اسلامی
در پیچ و تاب … بود؟!: پرسش انکاری
قلمرو ادبی:
خشکی نداشت: حس آمیزی
معلم دور نبود: کنایه از اینکه صمیمی بود
صورتک به رو نداشت: کنایه از اینکه صادق و ساده بود
قلمرو زبانی:
گویا: سخن گوینده
رعنا: قد بلند
میبست: نقاشی میکرد
گرته: گرده، پودر
بیرنگ: طراحی
حدیث: داستان
قلمرو ادبی:
گرته میریخت: کنایه از اینکه رونوشت میگرفت، طراحی میکرد
حرفی به کارش بود: کنایه از اینکه ماهر نبود
قلمرو زبانی:
لابد: احتمالا
رونگاری: کپی کردن
قلمرو ادبی:
چشم به راه: کنایه از منتظر بودن
نقطه چینی: کنایه از نقاشی کردن
قلمرو زبانی:
برانگیخت: تحریک کرد (بن ماضی: برانگیخت، بن مضارع: برانگیز)
برخاست: بلند شد(بن ماضی: برخاست، بن مضارع: برخیز)
مشوش: نگران و پریشان، آشفته
از در: از روی، به خاطر
ناسازی: مخالفت
تنی چند: چند نفر
به درد … نمیخورد: مناسب نیست
پی بردیم: فهمیدم
دم گرفتیم: هم صدا شدیم
قلمرو ادبی:
راه دست خودش نیست: کنایه از اینکه برای او مشکل است
اتاق: مجاز از دانش آموزان
از جا کنده شد: کنایه از همه برخاستند و سر و صدا کردند
دم گرفتیم: کنایه از گفتیم
قلمرو زبانی:
باشد: موافقم
خلف صدق: جانشین راستین
نیاکان: ج نیا؛ جدّ
هنرور: هنرمند
از سر: به خاطر
به کمال نشان داد: کامل نشان داد
قلمرو ادبی:
رازی و نیازی: سجع
قلمرو زبانی:
وقب: هر فرورفتگی
فرود: پایین آمد
فک: آرواره
پیمود: طی کرد (بن ماضی: پیمود، بن مضارع: پیما)
آخره: قوس زیر گردن
یال: موی گردن اسب
غارب: میان دو کتف
گرده: پشت، بالای کمر
فرا رفت: بالا رفت
بازآمد: بازگشت
کُلّه: برآمدگی پشت اسب
گرته زد: طراحی کرد
از کار بازماند: کار را ول کرد
مردد: دودل
قلمرو ادبی:
تصویر سازی از مرحله مرحله نقاشی معلم
قلمرو زبانی:
و ما چشم … مشکلِ «صاد»: حذف به قرینه لفظی
گریز زدن: خلاص شدن
انجامیدن: به پایان رسیدن
درنماند: گیر نیفتاد
رندانه: زیرکانه
مخمصه: تنگنا، بدبختی و غم بزرگ، گرفتاری
رستن: نجات یافتن (بن ماضی: رست، بن مضارع: ره)
گل کردن: شکفت
خون سردی: آرامش
حقیر: ناچیز
صورتگری: نقاشی چهره
قلمرو ادبی:
در نماند: کنایه از گیر نیفتاد، عاجز نشد
گل کردن: کنایه از شکفتن
سراپا: مجاز از همه وجود