حل کنید معرکه میدم

جواب ها

هستی

بدون درس

روزی پسری به نام بهمن با بیل در حیاط خانه‌اش زمین را کند تا شاید چیزی پیدا کند. ناگهان بیلش به چیزی خورد! با هیجان خاک را کنار زد و دید که زیر زمین کوهی از سکه و اسکناس پنهان شده است. آن‌قدر زیاد بود که تا پشت‌بام خانه رسید! بهمن از خوشحالی فریاد کشید و گفت: «دیگه لازم نیست مدرسه برم، می‌رم قصر می‌سازم!» معرکه یادت نره منتظرم❤🙃

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام