سوال واضح !

ادامه انشا روزی روزگاری از روزهای خدا هنگامی که از باغی قدم زنان رد می شدم گلبرگی دیدم گلبرگی بود دور از گلبرگ های دیگر زیبا بود ولی در کنار بقیه نبود گلبرگی بود که انگار صاحبش او را در قفس که حصار های آهنی داشت زندانی کرده بود.... ادامه اش؟ ممنون میشم(؛

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

او به اسارت گرفته شده بود اما به چه دلیل؟زیبایی؟ همان طور که گرم تماشای آن گلبرگ زیبا بودم که ناگهان صدایی در گوشم زمزمه شد صدای له شدن برگان درختان بود به خود آمدم و به اطراف نگاه میکردم که مردی را دیدم.....

سوالات مشابه درس 4 نگارش هشتم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم