انشا‌درمورد‌‌یکی از تصویر‌لطفا‌بنویسید‌فقط‌‌از‌داخل‌گوگل‌نباشی‌ معرکه‌و‌فالو‌میکنم

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

بفرما
دیدن شکارچی از دریچه ی چشم آهو✅ همه چیز در آرامش بود. بوی خاک خیس و تازگیِ برگ‌ها در بینی‌ام می‌پیچید. من با احتیاط از میان بوته‌ها عبور می‌کردم، گوش‌هایم مدام حرکت می‌کردند تا کوچک‌ترین صدایی را از میان باد شکار کنند. زندگی برای من یعنی همین: گوش بودن، بو کشیدن و حرکت کردن؛ بدون اینکه جلب توجه کنم. ناگهان، چیزی تغییر کرد. حسی که در بدنم جریان داشت، از آرامش به تنش تبدیل شد. انگار هوا سنگین شده بود. ایستادم. تمام بدنم منقبض شد. از میان شاخه‌های انبوه، چیزی را دیدم که با درخت‌ها یا سنگ‌ها فرق داشت. آنجا، در فاصله کمی دورتر، شکلی ایستاده بود. او لای شاخه‌ها پنهان شده بود، اما من می‌توانستم حضورش را حس کنم. او ساکن بود، اما این سکوت برای من آشنا نبود؛ این سکوتِ 'شکار' بود. چشمانش به سمت من بود. من نمی‌توانستم صورتش را دقیق ببینم، اما سنگینیِ نگاهش را روی پوستم حس می‌کردم. او مثل یک بخش از طبیعت به نظر می‌رسید، اما بوی متفاوتی داشت؛ بوی چیزی که با این جنگل هم‌خوانی نداشت. در آن لحظه، تمام غریزه‌ام در من فریاد می‌زد: «بدو!». قلبم با شدت به سینه‌ام می‌کوبید. از آن زاویه که من او را می‌دیدم، او یک موجود ساکن بود، اما من می‌دانستم که اگر یک قدم نزدیک‌تر بیاید، همه چیز تمام می‌شود. نگاهش را به من دوخته بود. من هم همان‌طور که در میان بوته‌ها کم‌کم به عقب می‌کشیدم، به او خیره ماندم. یک لحظه، انگار زمان ایستاده بود؛ من و آن موجودِ ناشناخته، از دو دنیای متفاوت، در یک نقطه از جنگل به هم چشم دوخته بودیم. سپس، با یک حرکت سریع، خودم را به سمت تاریکیِ جنگل رها کردم تا دوباره در میان سایه‌ها پنهان شوم و از آن نگاهِ خطرناک فرار کنی.

سوالات مشابه درس 3 فارسی هشتم

.... · درس 3 فارسی هشتم
صبـ𝙎𝘼𝘽𝙍ـر · درس 3 فارسی هشتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم