درس ۹:
تو این درس میخوایم در مورد اسلام مطالب بیشتری رو یاد بگیریم.اول از همه اینکه علم مهم ترین ارزش تو نظام ارزشی اسلامه و حتی تو قرآن اومده که این ارزش یعنی علم،هدف آفرینشه.خود علم به دو دسته تقسیم میشه یکی علمی که نافعه یعنی سودمنده و مسلمانا تشویق شدن تا این علم رو یاد بگیرن و ازش استفاده کنن،دومی علمی که سود و فایده ای نداره و مسلمانا از این علم دومی که سود و فایده نداره منع شدن یعنی حق اینکه حتی بهش نزدیک بشن رو هم ندارن و باید ازش دوری کنن.قرآن برا انسان مثه یه کتاب راهنما می مونه که خیلی به زندگی اجتماعی توجه داره و تو همین کتابی که راهنمای انسانه از جامعه ی آرمانی هم گفته شده،اومده گفته جامعه ی آرمانی جامعه ایه که در اون عدالت وجود داره و در اون ظلم و ستم جایی نداره و این جامعه مقابل جوامعی که به پیمان هاشون وفادا نیستن می ایسته و بالعکس با کسایی که به عهد و پیمانشون وفادارن خوب و با آرامش برخورد میکنن.در حالت کلی قرآن گفته فرهنگی درسته که نه تنها در اون به کسی ظلم نشه بلکه مقابل کسایی که ظلم میکنن هم به ایسته.فارابی هم اومده در مورد علم یه نظریه داده اونم اینکه گفته علوم اجتماعی رو علم مدنی یا حکمت مدنی بهشون بگیم و این علوم رو زیرگروه علوم انسانی قرار داده و کارایی که حکمت مدنی فارابی انجام میده عبارتند از:داوری علمی هنجار ها و ارزش های جوامع مختلف،حفظ رویکرد انتقادی نسبت به جوامع مختلف و جامعه ی خود،پرداختن به توصیف و فهم کنش ها و ساختار های جوامع مختلف و پرداختن به تبیین واقعیت های اجتماعی و تغییرات اونها. فارابی علاوه بر نظریه ای که در مورد علم داده بود یه نظریه دیگه ام در مورد انواع جوامع میده،میگه جوامع به دو تا دسته ی کلی تقسیم میشن یکی مدینه ی فاضله که بر محور علم و معرفت عقلانی سازمان یافته و مورد دوم مدینه ی غیر فاضله که این خودش به سه تا دسته ی دیگه تقسیم میشه: یک،مدینه ی جاهله که همونطور که از اسمش معلومه خیلی جاهل بودن و از علم محروم بودن.دوم،مدینه ی فاسقه که در اون مردم حقیقت رو میشناسن و یا اینکه امکان شناختش رو دارن ولی بر اساس اون عمل نمیکنن و فقط هدفشون به دست آوردن قدرت و پول و... هست.سومم،مدینه ی ضاله که آرمان ها و ارزش ها و امور غیرعقلانی رو آرمان ها و ارزش های عقلانی معرفی میکنه.در آخر هم کتاب اومده از دو تا اندیشمند و آثارشون گفته یکی ابوریحان بیرونی که با روش تجربی و تفهمی فرهنگ جامعه هند رو تو یه کتاب به اسم تحقیق ماللهند گفته و اون یکی هم ابن خلدون که توجهی به اندیشه عقلی نداشته و بخاطر همین از جامعه ی آرمانی هم حرفی نزده و جامعه شناسیش نسبت به فارابی محافظه کارانه اس و علم اجتماعی خودشو علم عمران گذاشته.