بیمارستانی نزدبک گرمابه بود یک مرد از گرمابه با خربزه زد رو صورت
تمام افراد بیمارستان زد.....
پس آنها هم پا هاشان را روی سر گذاشته وفرار کردن....
فردای آن روز از درد شاخ در آورده بودن
آن روز بیمار ها با هندوانه توی سر کار کنان ردن و کارکنان باشکمشان فرارکردن...