واییی بچه ها ما دیروز ورداشتیم از این ترقه های بزرگ و کوچیک داشتیم ترقه میترکوندیم یه دفعه پلیس اومد یه دوتا تیر بالا انداخت گفت برین خونهاتون اینکارا چیه من نمیدونم یه دفعه خل شدم مغزم از کار آفتاد یه ترقه کوچیک آتیش زدم انتداختم زیر پای پلیسه و فرار کردم حتی پشت سرمم نگاه نکردم بعد پلیسه رفت یکی از پسر عموهام با یکی از همون سربازا دوست بود پسر دایم به شوخی رفت از این ترقه های بزرگ آتیش زد انداخت کنار پاش بدبخت سربازه از ترس رید تو خودش بعد دوید دنبال ما پسر عموم گرفت بعد یه گوش مالیش داد دیگ

جواب ها

یگانه

بدون درس

😂😂😂
amir

بدون درس

افرینن😂

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن