آنچه در تصویر پایین میبینم بی ارتباط با تصویر بالا نیست، زیرا در اینجا یک مردی را میبینیم که با لباس سفید در کنار یک اسب ایستاده است، که احتمالا ایشان داماد هستند و این مراسم، مراسمی است که به آن عروس بران میگویند، یعنی خانواده و اقوام داماد برای بردن عروس آمدهاند. و زنانی را می بینیم که با لباس های شاد و محلی در این مراسم حاضر هستند.
در اینجا فصل کار و کوشش است و این مراسم یکی از مراسمی است که در فصل گرما انجام میشود. یکی از چیزهایی که در این مراسم دیده میشود و تقریبا یکی از لوازم اصلی زندگی این مردم، داشتن اسب میباشد، که همه خانودهها یک یا چند اسب دارند که برای اهداف مشخصی ار آن استفاده میکنند. در عروسی و در مراسم عزا و کوچ و شکار از این حیوان نجیب استفاده میشود. در بعضی از مسابقات هم ممکن است از این حیوان با وفا استفاده شود.
به هرحال این تصویر نشان دهنده این است که اوضاع و احوال مرتب و همه چیز عالی است و مردم از کوچ برگشتهاند و گوسفندان خود را به قیمت خوبی نیز فروختهاند و لباس های نو خود را پوشیدهاند و به استقبال سال نو میروند.
فصل زمستان از راه رسیده است و عشایر بار دیگر در حال کوچ به سمت قشلاق هستند. طبیعت لباس سفید بر تن کرده و همه چیز زیر پوششی از برف پنهان شده است. گوسفندان و بزهای قبیله با رنگ سفید طبیعت هماهنگ شدهاند و آرام جلوتر از قبیله حرکت میکنند. مرد قبیله نیز لباس سفید پوشیده و با وقار و ابهت، گله را هدایت میکند و از خانوادهاش محافظت مینماید. اسبها سرحال و پرانرژی هستند و با اشتیاق به انتظار رسیدن بهار نشستهاند. پسر کوچک قبیله نیز همان ابهت و مسئولیتپذیری پدرش را به ارث برده است؛ از همان کودکی احساس مسئولیت میکند و در کنار پدرش برای محافظت از خانواده تلاش مینماید. نوزاد قبیله نیز با شادی دستانش را به هم میکوبد و خوشحالی خود را به نمایش میگذارد. گلهای روی لباس محلی زنان با طبیعت همآوا شدهاند و سفیدپوش به نظر میرسند. در گوشهای دیگر، چند اسب مشغول حمل وسایل قبیله هستند. مرد برای حفاظت از قبیله، چوبی به همراه دارد و آمادهی هرگونه خطری است.
انشا تصویر پایین 💕
معرکه یادت نره رفیق