■5
5-1
کانت گفت انسان بک موجود اخلاقی و برخوردار از وجدان اخلاقی است و یک چنین ویژگی بدون کجود اختیار و اراده آزاد معنا ندارد. اختیار نیز ویژگی نفس است نه بدن که امری مادی است.
5-2
از نظر دکارت من همان روح یا نفس است که مرکز اندیشه های ماست. این روح است که استدلال میکند میپذیرد یا رد میکند روح و بدن کاملا از یکدیگر مجزا هستند. و ااصیت های متفاوتی دارند گرچه با یکدیگر هستند و روح از بدن استفاده میکند روح از قوانین فیزیکی آزاد است اما بدن مانند دیگر اجسام از قوانین فیزیکی تبعیت میکند و آزاد نیست.
5-3
ارسطو نظر استاد خود افلاطون رو پذیرفت که قوه نطق و قابلیت حیات مربوط به نفس است نه بدن.بدن بدون نفس یک موجود مرده است نفس انسان در هنگام تولد حالت بالقوه دارد و هیچ چیز بالفعلی ندارد نه علم نه احساس نه محبت نه نفرت و نه هیچ چیز دیگر. نفس به تدریج این امور را کسب میکند و به فعلیت میرسد و کامل و کامل تر میشود.
5-1
کانت گفت انسان بک موجود اخلاقی و برخوردار از وجدان اخلاقی است و یک چنین ویژگی بدون کجود اختیار و اراده آزاد معنا ندارد. اختیار نیز ویژگی نفس است نه بدن که امری مادی است.
5-4
وقتی انسان ها به فضایل و اخلاق اخلاقی توجه میکنند به این دلیل نیست که فضلیت گرایی در روح و فطرت او وحود دارد بلکه به این دلیل است که انسان هاوارد زندگی اجتماعی و زیست اجتماعی شدهاند. و این زیست اجتماعی آنهارا وادار به ابداع اصول اخلاقی و رعایت آنها کرده است تا بتوانند باهم زندگی کنند.