ادامش
بعد بگه که تو گیراییت خیلی پایینه احمقی چیزی هستی
راستش من واقعا حالم گرفته شد و اون حس احمق بودنه بهم برگشت و کلا روانم بهم ریخت این روزام کلا روانم آسیب پذیرتر از همیشت
آخه بابا پیش میاد طرف منظورو نگیره مخصوصا آدمی که خسته هست ذهنش درگیره استرس داره من نگران جنوبم نگران امتحانا مثل خیلیها بعد تو بیای اینو بگی
چیز کوچیکی شاید باشه درسته طرف شایدم دوست صمیمی محسوب بشه ولی اونحس احمقبودنه که ازش متنفرم بهم داد
حالا شاید من خیلی سخت میگیرم روانم فرسوده شده و تنهاآدم که باهاش حرف م