شب یلدا برف زیادی بارید و با خانواده ام به خانه مادر بزرگم رفتیم. همه آنجا بودند. عمو، خاله، عمه و بچه هایشان. با هم بازی کردیم، خوراکی خوردیم، نقاشی هایی که کشیده بودیم را به همدیگر نشان دادیم. سپس لباس های گرممان را پوشیدیم و در حیاط خانه ی مادربزرگ یک آدم برفی ساختیم. آن روز خیلی خوش گذشت و خاطره ای خوب برای همه ی ما بود
معرکه میدی؟ 😁