mobina

فارسی یازدهم.

بچا معنی شعر زاغ و آفتاب حُسن‌اگ دارید بفرستید 🧘‍♀️

جواب ها

جواب معرکه

3eZAR

فارسی یازدهم

اینم کامل به همراه نکاتش ، تاج یادت نره🌴🤍
‌Ahmad

فارسی یازدهم

معنی شعر حفظی تو امتحان نمیاد معلم ما که اینطور گفت تو امتحانم نیاورد
Genius

فارسی یازدهم

یکی روبهی دید بیدست و پای فروماند در لطف و صنع خدای معنی: شخصی روباهِ ناتوان و بی دست و پایی را دید و از آفرینش و لطف خداوند در شگفت ماند. کلمات: روماندن: متحیّر شدن / صُنع: آفرینش، آفریدن / بیت: دو جمله / روبه: نقش مفعول. قلمرو ادبی: دست و پا – لطف و صُنع: مراعات نظیر / بیدست و پای: کنایه از ناتوانی / واج‌آرایی مصوّت «ی» / فروماندن: کنایه از تعجّب کردن ۲ .که چون زندگانی به سر می‌برد؟ بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟ معنی: که این روباه چگونه زندگی خود را سپری می‌کند؟ و با این دست و پای معیوب، چگونه و از کجا غذا می‌خورد؟ کلمات: چون: چگونه / بیت: دو جمله سه جزئی با مفعول / زندگانی: نقش مفعول / مفعول جمله دوم به قرینه معنایی حذف شده است. قلمرو ادبی: دست و پا: مراعات نظیر / به سر بردن: کنایه از سپری کردن، روزگار گذراندن. ۳ .در این بود درویش شوریده رنگ که شیری برآمد، شغالی به چنگ معنی: درویشِ آشفته حال در این فکر و اندیشه بود که ناگهان شیری که شغالی را شکار کرده بود، از راه رسید. کلمات: در این بود: در این فکر بود / شوریده رنگ: آشفته حال / برآمد: بیرون آمد / شُغال: جانورِ پستانداری است از تیره سگان که جزو رسته گوشتخواران است / این: ضمیر اشاره / بیت: دو جمله / درویش شوریده رنگ: نهاد. قلمرو ادبی: شیر و شغال: مراعات نظیر و تضاد / شوریده رنگ: کنایه از پریشان حال / به چنگ آوردن: کنایه از شکار کردن. ۴ .شغال نگون‌بخت را شیر خورد بماند آنچه روباه از آن سیر خورد معنی: شیر مشغول خوردنِ آن شغال شد؛ اندکی بعد، روباه رفت و باقیمانده آن شکار را خورد و سیر شد. کلمات: نگون‌بخت: بدبخت / شُغال: جانورِ پستانداری است از تیره سگان که جزو رسته گوشتخواران است / بیت: سه جمله. قلمرو ادبی: شغال و روباه و شیر: مراعات نظیر / شیر و سیر: جناس ناقص اختلافی / نگون‌بخت: کنایه از بخت‌برگشته و بد اقبال. ۵ .دگر روز باز اتّفاق اوفتاد که روزی‌رسان قوت روزش بداد معنی: روز دیگر، دوباره این اتفاق رخ داد و خداوند روزیِ روباه را به او رساند. کلمات: دگر روز: روز دیگر / روزی‌رسان: خداوند / قُوت: رزق روزانه، خوراک، غذا / بیت: دو جمله / «-َش»: نقش مضاف الیه دارد. قلمرو ادبی: روز و روزی: جناس ناقص افزایشی / روز و روزی‌رسان و قوت: مراعات نظیر / روزی‌رسان: کنایه از خدا / تلمیح به آیه قرآن. ۶ .یقین، مرد را دیده، بیننده کرد شد و تکیه بر آفریننده کرد معنی: یقین به اینکه خداوند روزی‌رسان است، چشمان مرد را باز کرد. رفت و بر خدا توکّل کرد (از آن زمان به بعد، کار نکرد) کلمات: دیده: چشم / بیننده: آگاه، هوشیار / شد: رفت / تکیه: اعتماد، اطمینان / بیت: سه جمله /«را» در مرد را دیده «فکّ اضافه»: دیده مرد قلمرو ادبی: دیده و بیننده: مراعات نظیر و اشتقاق / دیده: ایهام تناسب: ۱ .چشم ۲ .آنچه دیده می‌شود (که با بیننده تناسب دارد) / بیننده کردن: کنایه از آگاه و دانا کردن / تکیه کردن: کنایه از توکّل و اعتماد کردن. ۷ .کزین پس به کنجی نشینم چو مور که روزی نخوردند پیلان به زور معنی: مرد با خود گفت: از این به بعد مانند مورچه‌ای در گوشه‌ای می‌نشینم؛ چرا که فیل‌ها هم با همه قدرتشان، فقط رزق و روزی تعیین‌شده خود را دریافت می‌کنند. کلمات: کزین: که از این / کنج: گوشه / مور: مورچه / پیلان: جِ پیل، فیل‌ها / بیت: دو جمله / روزی: نقش مفعول / مور: نقش متمم. قلمرو ادبی: مور و پیل: تضاد و مراعات نظیر / مور و زور: جناس ناقص اختلافی / من مانند مور: تشبیه / به کنجی نشستن: کنایه از کار نکردن / مور: نماد ضعف و کوچکی / پیل: نماد قدرت و بزرگی / تلمیح به آیه « وَ ما مِن دابَّهِ فِی الارضِ اِلّا عَلَی الله رِزقُها». ۸ .زَنَخدان فرو برد چندی به جیب که بخشنده، روزی فرستد ز غیب معنی: مرد مدّتی دست از تلاش برداشت و بیکار در گوشه‌ای نشست؛ به امید اینکه خداوند روزی‌اش را از غیب بفرستد. کلمات: زَنَخدان: چانه / جیب: گریبان، یقه / بخشنده: روزی دهنده، خداوند / غیب: پنهان، نهان از چشم؛ عالمی که خداوند، فرشتگان و … در آن قرار دارند / چندی: مدّتی / بیت: دو جمله / زنخدان و روزی: نقش مفعول. قلمرو ادبی: زنخدان به جیب فرو بردن: کنایه از به فکر فرو رفتن / جیب و غیب: جناس ناقص اختلافی / تلمیح به آیه «اِنّ الله هُوَ الرَّزّاق» ۹ .نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست چو چنگش، رگ و استخوان ماند و پوست معنی: هیچکس، نه آشنا و نه بیگانه دلش به حال او نسوخت. مانند چنگ (نوعی ساز) لاغر و خمیده شده بود. کلمات: تیمار خوردن: غم خوردن / چنگ: نوعی ساز که سرِ آن خمیده است و تارها دارد /بیت: سه جمله/ «-َش» در دو مصراع: مضاف الیه قلمرو ادبی: بیگانه و دوست: تضاد و مجاز از همه مردم / چنگ و رگ و استخوان و پوست: مراعات نظیر / او مانند چنگ: تشبیه / دوست و پوست: جناس ناقص اختلافی/ چنگ: ایهام تناسب: ۱ .نوعی ساز ۲ .انگشتان دست (که با رگ و استخوان و پوست تناسب دارد.) ۱۰ .چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش ز دیوار محرابش آمد به گوش: معنی: وقتی به سبب ناتوانی و ضعف بدنی کاملا بی‌طاقت شد؛ از گوشه عبادتگاه (عالم غیب) ندایی شنید که می‌گفت: کلمات: چو: وقتی که / محراب: جای ایستادن پیش‌نماز در مسجد؛ اینجا گوشه یا کُنج منظور است / بیت: دو جمله / «-َش» در صبرش: هم می‌تواند مضاف الیه باشد (صبر او تمام شد) و هم می‌تواند متمم باشد (برای او صبر نماند) / «-َش» در محرابش: مضاف الیه. قلمرو ادبی: هوش و گوش: جناس ناقص اختلافی / دیوار محراب: مجاز از عالم غیب یا درون / به گوش آمدن: کنایه از شنیدن. ۱۱ .برو شیر درّنده باش، ای دَغَل مَیَنداز خود را چو روباهِ شَل معنی: ای حیله‌گر! برو مانند شیر تلاشی از خودت نشان بده و مثل روباه ناتوان، خود را در گوشهای رها نکن. کلمات: دَغَل: ناراست، حیله‌گر / شَل: دست و پای ازکار افتاده / بیت: چهار جمله / شیر درّنده: نقش مسند / دغل: منادا / روباه: متمم. قلمرو ادبی: تو مثل شیر: تشبیه / شیر و روباه: تناسب و تضاد/ شیر: نماد قدرتمندی و خودکفایی و تلاش/ روباه: نماد تنبلی و وابستگی و حیله‌گری ۱۲ .چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر چه باشی چو روبه به وامانده، سیر؟ معنی: چنان تلاش کن که مانند شیر از غذای تو چیزی برای افراد ضعیف باقی بماند؛چرا مثل روباه، منتظر باقیمانده غذای دیگران هستی؟ کلمات: سعی: تلاش، کار / مانَد: بمانَد / وامانده: باقیمانده / بیت: سه جمله / سعی: نقش مفعول / سیر: نقش مسند. قلمرو ادبی: شیر و سیر: جناس ناقص اختلافی / تو مانند شیر – تو مانند روباه: تشبیه / شیر و روباه: تناسب و تضاد. ۱۳ .بخور تا توانی به بازوی خویش که سَعیَت بُوَد در ترازوی خویش معنی: از قدرت و نیروی خودت استفاده کن؛ زیرا نتیجه تلاش تو، به خودت بازخواهد گشت. قلمرو ادبی: بازو: مجاز از نیرو و توانایی / سعی: استعاره مکنیه / مصراع دوم: تمثیل و کنایه از اینکه نتیجه تلاش تو به خودت برمی‌گردد / بخور: کنایه از تلاش برای کسب روزی / در ترازو بودن: کنایه از به دست آمدن / تلمیح به «لَیسَ لِالِنسانِ الّا ما سَعی» و «کُلُّ نَفسِ بِما کَسَبَت رَهینَه» ۱۴ .بگیر ای جوان، دست درویش پیر نه خود را بیفکن که دستم بگیر معنی: ای جوان! سعی کن به دیگران کمک کنی؛ نه اینکه خودت را ناتوان نشان بدهی تا دیگران به تو کمک کنند. کلمات: درویش: فقیر، بی‌چیز / بیفکن: ناتوان نشان دادن / بیت: چهار جمله / دست و خود: نقش مفعول / جوان: نقش منادا. قلمرو ادبی: جوان و پیر: تضاد و تناسب / دست: آرایه تکرار /دستم بگیر: کنایه از کمک کردن/ خود را افکندن: کنایه از خود را ناتوان نشان دادن. ۱۵ .خدا را بر آن بنده بخشایش است که خلق از وجودش در آسایش است معنی: بخشایشِ خداوند شامل حال آن بندهای می‌شود که مردم از برکت وجود او در آسایش و راحتی باشند. کلمات: بخشایش: عفو کردن، رحم کردن / بیت: دو جمله / بخشایش: نقش نهاد / «را» در مصراع اول، فکّ اضافه (بخشایشِ خدا) قلمرو ادبی: خدا و خلق و بخشایش و بنده: مراعات نظیر / واج‌آرایی «ب» / وجود: مجاز از اعمال و رفتار / تمثیل و تلمیح به حدیث پیغمبر. ۱۶ .کَرَم ورزد آن سر که مغزی در اوست که دون همّت‎انند بی مغز و پوست معنی: انسانهای عاقل و دانا، کریم و بخشنده‌اند؛ امّا آدمهای بی‌عقل و نادان، پَست و کم‌همّت هستند. کلمات: کَرَم: بخشش، لطف / دون‌همّت: کوتاه‌همّت، دارای طبع پست و کوتاه‌اندیشه / بیت: سه جمله / کَرَم: نقش مفعول. قلمرو ادبی: سر: مجاز از وجود / مغز: مجاز از فکر / پوست: مجاز از ظاهر / پوست و مغز: تضاد و تناسب/بی مغز: کنایه از نادان/ واج‌آرایی «ر». ۱۷ .کسی نیک بیند به هر دو سرای که نیکی رساند به خلقِ خدای معنی: کسی در دو جهان رستگار و خوشبخت است که به مردم خوبی کند. کلمات: سرا: خانه / دو سرا: دو دنیا / بیت: دو جمله به شیوه بلاغی / نیک و نیکی: نقش مفعول / خدای: نقش مضاف الیه. قلمرو ادبی: هر دو سرای: استعاره از دنیا و آخرت / خلق و خدا: مراعات نظیر / نیک و نیکی: جناس ناقص افزایشی /تلمیح به حدیث «اَلدُّنیا مَزرَعَه الآخرَه» و آیه «فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذرّهِ خَیراً یَرَه» و آیه «اِن اَحسَنتُم اَحسَنتُم الًنفُسِکُم» تاج یادت نر

جواب معرکه

𝓪𝓶𝓲𝓻..

فارسی یازدهم

بفرمایید معنی شعر زاغ ، یک پست دیگه بزار آفتاب حسن هم بفرستم برات تاج یادت نره..

جواب معرکه

neda

فارسی یازدهم

اینم هست شاید ب دردت خورد

سوالات مشابه