هنوز از وطن مهربانم فغان
که خرم شود چشم بینای جان
۲.
من از آن روز کاندر وطن زادم
به محبت چو جان در کفش دادم
۳.
به غربت چه خوش یادِ آن کوی دل
که خرم سحرگاه بویِ گل
۴.
نبینم در این خاک بینام و رنگ
که از عشق او خیزد آوای چنگ
۵.
وطن گرچه تنگ است و دیوارِ آن
به از شهرِ بیمهر و بییار و جان
سعدی