سلام
خاطره جشن یلدا
منو رفیقام خیلی برای جشن هیجان زده بودیم همه بچه ها برنامه ریزی های خودشونو گفتن و موارد تکراری رو حذف کردیم تا یک جشن عالی برای خودمون درست کنیم
قرار شد یکی از رفیقام اسپیکر بیاره که همه بچه ها تایید کردن و معلمون که خیلی مهربون بود گفت:'به معاون نگو که اسپیکر مجاز هست با نه من می دونم که مجاز نیست ولی تو بیار بعد من میگم ما خبر نداشتیم که اسپیکر مجاز نیست!'
و یکی دیگه از بچه ها هم قرار شود که فلش خودشو پر از آهنگ کنه و بیاره .
خوب بالاخره جشن رسید و ما بچه ها قبل از اومدن معلم همه چی رو آماده کردیم ولی نمیدونستیم اونی که قرار بود اسپیکر بیاره چه گلی کاشته! اون رفته بود از معاون پرسیده بود که بیاریم یانه و معاون هم گفته بود نه نیارید.
ولی خوب اون آورده بود و بچه های کلاس بغلیمون که خیلی حسود بود که ما اسپیکر آوردیم داشت منفجر میشدن و به معاون گفته بودن که ما اسپیکر آوردیم. خلاصه که معاون اومدو میخواست که اسپیکر رو بگیره که معلم اومد و از خوش شانسی ما معاون بهترین رفیق معلممون بود و اسپیکرو گذاشت و حالا شروع جشن یلدا
تقریبا کلاس رو به گند کشیدیم😁
ولی دوباره تمیز کردیم
پایان
امیدوارم خوشت اومده باشه
معرکه یادت نره 👍