۱- رَجَعَ سَجّادٌ مِنَ الْمَدرَسَهِ حَزیناً؛
معنی: سجاد با ناراحتی از مدرسه برگشت؛
۲- عِنْدَما جَلَسَ عَلَی الْمائِدَهِ مَعَ أُسْرَتِهِ،
معنی: وقتی که (هنگامی که) همراه خانواده اش بر سر سفره غذا نشست.
۳- بَدَأَ بِالْبُکاءِ فَجْأَهً وَ ذهََبَ إلِیَ غرُفتَِهِ؛ ذهََبَ أبَوهُ إلَِیهِ وَ تَکَلَّمَ مَعَهُ وَ سَأَلَهُ:
معنی: ناگهان شروع به گریه کرد و به اتاقش رفت؛ پدرش نزد او رفت و با او صحبت کرد و از او پرسید:
۴- «لِماذا ما أَکَلْتَ الطَّعامَ؟!»
معنی: برای چه (چرا )غذا نخوردی؟!
۵- أَجابَ: «هَلْ تَعْرِفُ صَدیقی حُسَیناً؟»
معنی: جواب داد: «آیا دوستم حسین را میشناسی؟»
۶- قالَ: «نَعَم؛ أَعْرِفُهُ؛ هوَ وَلَدٌ ذَکیٌّ وَ هادِئٌ.
معنی: گفت: «بله» او را میشناسم؛ او پسری باهوش و آرام است
۷- ماذا حَدَثَ لَهُ؟»
معنی: چه اتفاقی برایش افتاده است؟
۸- أَجابَ سَجّادٌ: «هوَ رَقَدَ فِی الْمُسْتَشفیٰ؛ صَدَمَتْهُ سَیّارَهٌ؛
معنی: سجاد جواب داد: او در بیمارستان بستری شد؛ با ماشین برخورد کرده است؛
۹- وَقَعَتِ الْحادِثَهُ أَمامی
معنی: «تصادف جلوی من اتفاق افتاد؛
۱۰- عِندَما شاهَدْتُهُ عَلَی الرَّصیفِ الْمُقابِلِ؛ نادَیْتُهُ؛
معنی: هنگامی که او را در پیاده روی مقابل دیدم او را صدا زدم ؛
۱۱- فَقَصَدَ الْعُبورَ بِدونِ النَّظَرِ إلَی السَّیّاراتِ و مِنْ غَیْرِ مَمَرِّ الْمُشاهِ؛
معنی: پس تصمیم گرفت بدون نگاه کردن به ماشین ها و از غیر گذرگاه پیاده(خیابان) عبور کند.
۱۲- فَاقْتَرَبَتْ مِنْهُ سَیّارَهٌ وَ صَدَمَتْهُ. کانَتْ سُرعَهُ السَّیّارَهِ کَثیرَهً.»
معنی: ماشینی به او نزدیک شد و با او برخورد کرد .سرعت ماشین زیاد بود.
- قالَ أَبوهُ: «کَیْفَ حالُهُ الْآن؟»
معنی: پدرش گفت: «حالا حالش چطور است؟»
۱۴- قالَ سجّادٌٌ: «هوَ مَجروحٌ.»
معنی: سجاد گفت: «او زخمی است.»
۱۵- فِی الْیَومِ التّالی طَلَبَ الْمُدَرِّسُ مِنْ تَلامیذِهِ کِتابَهَ قَوانینِ الْمُرورِ
معنی: در روز بعد معلّم از دانش آموزانش خواست قوانین راهنمایی رانندگی را بنویسند
۱۶- وَ رَسْمَ إشاراتِ الْمُرورِ فی صَحیفَهٍ جِداریَّهٍ و رِعایهَ الْأَعمالِ الصَّحیحَهِ فِی الشَّوارعِ و الطُّرُقِ.
معنی: و علامت های راهنمایی و رانندگی( گذر کردن) را در یک روزنامۀ دیواری بکشند .و کارهای درست را در خیابان ها و راه ها رعایت کنند.
۱۷- ثُمَّ أَخَذَ الْمُدیرُ تَلامیذَ الْمَدرَسَهِ إِلَی مِنطَقَهِ تَعلیمِ الْمُرورِ.
معنی: سپس مدیر دانش آموزان مدرسه را به منطقه آموزش راهنمایی و رانندگی برد.
۱۸- و بَعْدَ یَومَینِ جاءَ شُرطِیٌّ إلِیَ الْمَدرَسَهِ مِن إِدارَهِ الْمُرورِ لِشَرْحِ إشاراتِ الْمُرورِ وَ طَلَبَ مِنهُم الْعُبورَ مِن مَمَرِّ الْمُشاهِ.
معنی: و بعد از دو روز پلیس راهنمایی و رانندگی برای توضیح علامت های راهنمایی و رانندگی به مدرسه آمد و از آن ها خواست که از محل عبور پیاده عبور کنند.
۱۹- کَتَبَ التَّلامیذُ صَحیفَهً جِداریَّهً وَ رَسَموا فیها عَلاماتِ الْمُرورِ وَ شَرَحوا مَعانیَها.
معنی: دانشآموزان یک روزنامهٔ دیواری نوشتند و در آن علامت های راهنمایی و رانندگی را کشیدند و معانی آن را توضیح دادند.