*کاملش تو پست نیومد .
رک بگویم ؟!
از همه رنجیده ام ,
از غریب و آشنا ،
ترسیده ام,
با مرام و معرفت بیگانه اند ،
من ، به هر سازی که شد ،
رقصیده ام ,
در زمستان سکوتم ،
بارها ، با نگاه سردتان ،
لرزیدن ام ...
رد پای مهربانی ,
نیست .!
من تمام کوچه را گردیده ام ،
سال ها از بس که ،
خوشبین بوده ام ,
هر کلاغی را ، کبوتر دیده ام .!
وزن احساس شما را ،
بارها ، با ترازوی خودم سنجیده ام .!
بی خیال سردی آغوش ها ،
بی خیال ، سردی آغوش ها