در دل کوهستانی کهن، جوانی برای رسیدن به قلهای بلند عزم کرد؛ راه پر از فراز و فرود بود، گاه برف او را از پا میانداخت و گاه نسیم امید در جانش میوزید. در میانهی راه، طعم شکست را چشید و لحظهای خواست بازگردد، اما صدای قلبش او را به ادامه فراخواند. سرانجام، آفتاب صبحگاهی بر چهرهاش تابید و او در اوج پیروزی ایستاد؛ دانست که درون هر شکست، دانهای از پیروزی نهفته است.
معرکه یادت نره📸🤍