آیسل فرید

فارسی ششم.

۱۰تا اغراق

جواب ها

Anya

فارسی ششم

بگـذار تـا بگریـم چـون ابـر در بهـاران کـز سـنگ نالـه خیـزد روز وداع یـاران ... شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب ... سپهبد عنان اژدها را سپُرد به خشم از جهان روشنایی ببُرد ... چو آتش در سپاه دشمن افتاد ... یکی تازی‌ای برنشسته سیاه ... بشد تیز رهّام با خود و گیر ... که گفتت برو دست رستم ببند ... ز گرد سواران در آن پهن دشت هشت جمله اغراق خدمت شما اون دوتاشو دیگه نمیدونستم معرکه یادت نره دوست من🤍♥
درود:)🎀معرکه فراموش نشه:)🎀 1- آب از آب تکان نخوردن : کنایه از آرامش : بدون نگرانی 2- آب از آسیاب افتادن : آرامشی برقرار شد- سرو صدا خاموش شد 3- آب از سر گذشتن: امید نداشتن- به پایان آمدن امری 4- آب آمد و تیمم باطل شد : اصل کار آمد وفرع بی مورد است 5- آب توی دلش تکان نمی خورد : آرام وآهسته حرکت می کند 6- آب خوش از گلو پایین نرفتن: راحتی نداشتن 7- آب در کوزه و ماتشنه لبان می گردیم : هدف ومقصود در نزدیکی ما قرار دارد اما به دنبال آن می گردیم. 8- آب را از سرچشمه باید بست :جلوی ضرر وزیان را از مبدا باید گرفت. 9- آب زیر پوستش رفته است:کمی چاق شده است- وضع مالیش بهتر شده است. 10- آبشان در یک جوی نمی رود :با هم توافق ندارند - بایکدیگر خوب نیستند. موفق باشید:)🎀

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام