بگـذار تـا بگریـم چـون ابـر در بهـاران کـز سـنگ نالـه خیـزد روز وداع یـاران ...
شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب ...
سپهبد عنان اژدها را سپُرد به خشم از جهان روشنایی ببُرد ...
چو آتش در سپاه دشمن افتاد ...
یکی تازیای برنشسته سیاه ...
بشد تیز رهّام با خود و گیر ...
که گفتت برو دست رستم ببند ...
ز گرد سواران در آن پهن دشت
هشت جمله اغراق خدمت شما
اون دوتاشو دیگه نمیدونستم
معرکه یادت نره دوست من🤍♥