سلام عزیزم🎀
جواب درس کاجستان به زبان ساده رو میگم❤
درکنار خط های سیم تلفن خارج از روستا دو کاج سبز شدند،
سال های دراز،عابران ان دو کاج را دو دوست میدیدند،روزی از فصل پاییز زیر ضرب شلاق باد یکی از کاج ها را باد تکان میداد کاج خم شد و روی کاج دیگری افتاد کاج گفت«ای دوست و اشنا منو ببخش درحال من تامل کن ریشه هایم از خاک بیرون امده است چند روز منو تحمل کن و از من مراقبت کن کاج همسایه با مهربانی گفت دوستیمونو از یاد نمیبرم چون شایدم این اتفاق برا منم بیفته مهربانی کاج ها به گوش باد رسید باد هم ارام شد و چندوقت بعد کاج اسیب دیده سالم شد میوه ی کاج ها به زمین میریختن دانه ها ریشه میزدند ابر ها به هم خوردند و چند وقت بعد روستا نام گرفت کاجستان🎀🌹
معرکه یادت نره دوست من🌷🎀