پاییز فصلی است که با آمدنش همهچیز رنگ و بویی تازه میگیرد. درختان لباس زرد و نارنجی میپوشند و صدای خشخش برگها زیر پا مثل موسیقی گوشنوازی در گوشم میپیچد. وقتی نسیم خنک پاییزی میوزد، حس عجیبی از آرامش و دلتنگی با هم در دل آدم زنده میشود.صبحهای پاییز با بوی خاک نمخورده و آفتاب ملایمی آغاز میشود که از لای ابرها سرک میکشد. در مسیر مدرسه، وقتی از کوچههایی پر از برگهای خشک میگذرم، احساس میکنم در دنیایی از رنگها قدم میزنم؛ زرد، نارنجی، قرمز و قهوهای.
در حیاط مدرسه هم صدای خشخش برگها زیر پای بچهها شنیده میشود. بعضی برگها را در دفتر یادگاریام میچسبانم تا یاد این روزهای قشنگ برایم بماند. پاییز فصلی است که من بیشتر به آسمان نگاه میکنم، چون همیشه ابری و شاعرانه است.پاییز برایم فقط یک فصل نیست، بلکه نشانهی تغییر و زیبایی در دل دلتنگیهاست. با اینکه گاهی بارانش دلگیر است، اما هر قطرهی آن شبیه لبخند طبیعت است. من پاییز را دوست دارم، چون به من یاد میدهد که حتی وقتی برگها میریزند، هنوز میتوان زیبا بود.