سلام
۱- خارکش پیری با دلق درشت
پشته ای خار همی برد به پشت
معنی: پیر خارکشی با لباس کهنه و زبر و خشن، یک کوله بار خار بر پشت خود گذاشته بود و با خود حمل میکرد.
خارکش: شخصی را گویند که پیوسته خار بکشد.
دلق: لباس کهنه و مندرس
درشت: زبر، ضخیم
پشته: مقدار باری که بتوان با پشت حمل کرد، کوله بار
۲- لنگ لنگان قدمی بر می داشت
هر قدم دانه شکری می کاشت
معنی: پیرمرد، هنگام قدم برداشتن پاهایش می لنگید اما با هر قدم برداشتنش شکر خدا را بر زبان می آورد.
۳- کای فرازنده این چرخ بلند
وی نوازنده دل های نژند
معنی: می گفت: ای کسی که آسمان را برافراشتی و ای کسی که موسیقی دل های افسرده ای ( و به آنها تسکین میدهی).
نژند: افسرده، غمگین، مضطرب
۴-کنم از جیب نظرتا دامن
چه عزیزی که نکردی با من
معنی: من سر تا پایم را نگاه می کنم و میبینم تو چقدر مرا عزیز کرده ای.
جیب: یقه
از جیب تا دامن نظر کردن: کنایه از اوضاع خود را بررسی کردن
۵- در دولت به رخم بگشادی
تاج عزت به سرم بنهادی
معنی: در خوشبختی را به رویم بازکرده ای و مرا عزتمند کرده ای .
۶- حد من نیست ثنایت گفتن
گوهر شکر عطایت سفتن
معنی: من در حدی نیستم که