S etareh

نگارش یازدهم.

یه متن ادبی کسی که خوب مینویسه نیاز دارم درباره ی هرچی که باشه

جواب ها

MAHDIILEO

نگارش یازدهم

در دلِ شب، بهاریِ خاموش، نفسِ باد زِ رهگذران‌ست. نگاهی به یک باغِ پرخروش، و آوایِ نیِ غم‌انگیزِ به دست. گل‌هایِ پژمرده در انتظارِ باران، و اشکِ شبنم بر رویِ شاخ‌ها. چون قصه‌ای که جاری‌ست در زمان، دل‌ها به یادِ خاطره‌ها می‌تازند رها. هر تغییری نیاز داره بگو تا اعمال کنم🙏🏻🌹
Genius

نگارش یازدهم

از زمانی که تو را بین خلایق دیدم مثل یک فاتح مغرور به خودم بالیدم عشق یکبار به من گفت برو گفتم چشم عقل صدبار به من گفت نرو نشنیدم پدرم هی وصیت کرد که عاشق نشوم تو چه کردی که به گور پدرم خندیدم سال ها درد کشیدم که به دردم بخوری آخرش رفتی و از درد به خودم پیچیدم از دهانم که پُر از توست بدم میاید تف بر آن لحظه که لب های تو را بوسیدم داستان من و زیبایی تو یک خط است بچگی کردم و از لای لجن گل چیدم:))
•LEO•

نگارش یازدهم

«در آن خلأیی که پژواکِ خندهٔ خدا ازلی به گوش می‌رسید، من ایستاده بودم؛ نه با جسدی از گوشت و خون، که با تشنجی از رؤیا. هر قدمی که برمی‌داشتم، هزاران سال از پیوستگیِ زمان را در هم می‌شکست. عشق، آن آتشی بود که هیچ‌گاه نمی‌سوخت، بلکه تنها هویتِ خود را از هستی می‌دزدید. ما تمام عمر در جستجوی نوری بودیم که می‌دانستیم در قلبِ تاریک‌ترین سایه‌هایمان نهفته است. این جنونِ ادراک است که ما را به فراتر از مرزهای تن می‌راند، جایی که پروانه‌ها با بال‌های شیشه‌ای، رازِ جاودانگی را زمزمه می‌کنند و ما تنها مشتاقِ لمسِ آن تبِ شیرینِ نادیدنی هستیم.»

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام