در روز هایی کلاغی در حال پرواز کردن بود ، ناگهان میفهمد که خسته شده و بر روی یک شاخه ای از درخت بنشید. بعد از کمی استراحت کوتاه کبکی آمد و بر روی زمین نشست ، کبک با سرعت زیاد خود راه میرود و به دنبال غذایی است . کلاغ حیرت زده میشود از راه رفتن کبک ، کمی بعد کبک پرواز کرد و رفت . کلاغ هم میخواست از او تقلید کند رفت و روی زمین نشست و تند تند راه میرفت ولی نه زیاد خوب؛ بعد از مدتی پای او خسته شده و میخواهد پرواز کند متوجه میشود که هم نمیتواند مثل خودش راه برود و نه مثل کبک . ما همیشه نباید از دیگران تقلید کنیم بلکه خودمان باشیم نه مثل دیگران.
تاج لطفا