پاسخ این کاربرگ اینه
بخش اول: معنی عبارات و مصراعها
۱- هان مشو نومید! چون واقف نهای از سِرّ غیب
معنی: آگاه باش و ناامید نشو، زیرا تو از رازهای پنهان (خداوند و جهان هستی) باخبر نیستی.
۲- علم، دینِ بامِ گلشنِ جان است
معنی: دانش، مانند دیواری است که از باغِ وجود و جانِ انسان محافظت میکند.
۳- در محاوراتی که میان دو کس رود، خوش ننماید
معنی: در گفتگوها و صحبتهایی که بین دو نفر رد و بدل میشود، (سخنچینی و افشای اسرار) پسندیده نیست.
۴- ابلیس، زهره ندارد که گرد او گردد، ای طرّار!
معنی: ای فریبکار! شیطان آنقدر جرئت و جسارت ندارد که حتی به گرد وجود او (فرد مؤمن یا پاکدامن) نزدیک شود.
بخش دوم: بازگردانی مصراع به نثر روان (زبان معیار)
مصراع: «ز بد کردنم دست کوتاه دار»
نثر روان:دست مرا از انجام کارهای بد کوتاه کن (یا: کمک کن تا دیگر کار بد انجام ندهم / مرا از بدی کردن بازدار).
و معنی کانی
در واقع کانی ها آجر های سازنده سنگ ها هستند
معرکه بدهههه🙏🏻🙏🏻✨