جناس را مشخص کنید:
تار زلفت را جدا مشاطه گر از شانه کرد
دست ان مشاطه را باید جدا از شانه کرد.
مشاطه. ارایشگر.
چنان بی بیم وایمن کرد گرگان
که میشان را شبان بودند گرگان.
این جهان کوه است وفعل ما ندا
سوی ما اید نداها را صدا.
به یکی لطیفه گفتی ببرم هزار دل را
نه چنان لطیف باشد که دلی نگاه داری.
تار زلفت را جدا مشاطه* گر از شانه* کرد
دست آن مشاطه* را باید جدا از شانه* کرد.
چنان بی بیم و ایمن کرد گرگان*
که میشان را شبان بودند گرگان*
این جهان کوه است و فعل ما ندا*
سوی ما آید این نداها را صدا*
به یکی لطیفه* گفتی ببرم هزار دل* را
نه چنان لطیف* باشد که دلی* نگاه داری.
اون کلماتی که * داره جناس هستن.