یک روز یه حاج آقا روی برگه سخنرانی مینویسه برگه میزاره رو میز و زنشم خیاط اندازه یک نفر میگیره میزاره کنار برگه مرده بعد مرده به پسرش میگه برو برگه بیار پسره برگه اشتباه میاره میده به باباش باباش میخونه دور کمر عذرا خانم 4متره چهارمتره 🤣🤣🤣
تاج بده گلم