تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

سلام🖐🏻🖐🏻 ### داستان «فرشته‌ی ناشناسِ محله» در یکی از محله‌های قدیمی شهر، مردی زندگی می‌کرد که به کارگری ساده مشغول بود. او درآمد ناچیزی داشت، اما هر شب وقتی همه در خواب بودند، کیسه‌ای کوچک بر دوش می‌گرفت و به درِ خانه‌ی همسایه‌هایی که می‌دانست دستشان تنگ است، می‌رفت. او بدون اینکه در بزند یا صدایی ایجاد کند، کیسه را پشت در می‌گذاشت و به سرعت دور می‌شد. اهالی محله مدام در فکر بودند که این «فرشته‌ی ناشناس» کیست؟ هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می‌شدند، بسته‌ای از نان، روغن، یا کمی سبزی تازه پشت درشان بود که مشکلات آن روزِ خانواده‌شان را حل می‌کرد. یک شب، زمستانِ بسیار سردی بود. برف سنگینی می‌بارید. یکی از همسایه‌ها که به مرد شک کرده بود، خودش را پشت پرده‌ی پنجره پنهان کرد تا ببیند چه کسی این کار را انجام می‌دهد. او دید که مردِ کارگر، در حالی که از شدت سرما می‌لرزید و لباس‌هایش نازک بود، با سختی و لنگ‌لنگان راه می‌رود و کیسه‌ای را به درِ خانه‌ی پیرزنی می‌برد. آن همسایه سریع بیرون دوید، به سراغش رفت و دستش را گرفت و گفت: «چرا خودت را به زحمت می‌اندازی؟ تو خودت هم نیاز داری! چرا این کار را پنهانی انجام می‌دهی؟ اگر می‌خواهی کمک کنی، بگذار همه بدانند تا تو را تشویق کنند و برایت دعا کنند.» مردِ کارگر، در حالی که از شدت سرما صورتش سرخ شده بود، لبخندی زد و گفت: «برادرِ من، اگر من این کار را آشکارا انجام دهم، همسایه‌ام مجبور است در مقابل من سر خم کند و احساس حقارت کند. من دوست دارم وقتی صبح بیدار می‌شوند، فکر کنند که این هدیه‌ای از طرف خداست. من نمی‌خواهم آن‌ها شرمنده شوند. **زیباییِ انفاق در این است که فقط خدا بداند و بس.**» آن شب همسایه فهمید که آن مرد، نه فقط مالش، بلکه «غرور» و «آبروی» خودش را هم برای عزت‌نفس همسایگانش فدا کرده است. از آن شب به بعد، آن همسایه هم بدون آنکه کسی بفهمد، با او همراه شد. *** **پیام داستان:** گاهی بالاترین مرتبه‌ی انفاق، «انفاقِ پنهانی» است. وقتی ما به کسی کمک می‌کنیم بدون اینکه او متوجه شود یا احساس شرم کند، نه تنها شکم او را سیر کرده‌ایم، بلکه روح و عزت‌نفسش را نیز حفظ کرده‌ایم. این همان انفاقی است که در روایات ما بسیار به آن سفارش شده است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ### داستان «نانوا و کیسه‌ی گندم» در شهری کوچک، پیرمردی زندگی می‌کرد که نانوایی کوچکی داشت. او همیشه اعتقاد داشت که «روزی» دست خداست و هر چه بیشتر ببخشی، خدا از جایی که فکرش را نمی‌کنی، به تو باز می‌گرداند. یک روز، زن فقیری با لباس‌های کهنه به نانوایی او آمد. زن بسیار خجالت‌زده بود و گفت: «آقا، من پولی برای خرید نان ندارم، اما چند روز است که بچه‌هایم گرسنه‌اند. می‌شود امروز نانی به من بدهید؟» نانوا که مردی مهربان بود، لبخندی زد. او نه تنها یک نان، بلکه کیسه‌ای پر از نان‌های تازه و حتی کمی گندم که در گوشه مغازه داشت را به زن داد و گفت: «این امانتیِ خداست، برو و با خیال راحت بچه‌هایت را سیر کن.» زن با چشمانی اشک‌بار از خوشحالی رفت. پسر نانوا که شاهد این ماجرا بود، با ناراحتی گفت: «پدر، ما خودمان هم به سختی دخل و خرج می‌کنیم. چرا این همه نان و گندم را رایگان دادی؟» پدر دستش را روی شانه پسرش گذاشت و گفت: «پسرم، انفاق کردن مثل کاشتن دانه است. تو دانه را در زمین می‌گذاری تا در ظاهر آن را از دست بدهی، اما در واقع آن را برای محصولی بزرگتر کاشته‌ای.» چند روز بعد، مرد تاجری که مسافر بود و اتفاقی از جلوی نانوایی رد می‌شد، به مغازه آمد. او از عطر نان‌های پیرمرد تعریف کرد و بعد گفت: «من در حال سفر بودم که ناگهان اسبم در نزدیکی همین‌جا زمین خورد و آسیب دید. زنی به من کمک کرد و مرا به خانه‌اش برد و از من پذیرایی کرد. او نانی را که شما به او داده بودید، با من تقسیم کرد. من آنقدر تحت تاثیر سخاوت آن زن و طعم خوب نان شما قرار گرفتم که تصمیم گرفتم تمام نان‌های سفرم را از اینجا تهیه کنم.» آن تاجر، سفارش پختِ نان برای کل کاروانش را به پیرمرد داد. نه تنها آن روز، بلکه ماه‌ها بعد، آن تاجر همیشه از نانوایی پیرمرد خرید می‌کرد. پیرمرد به پسرش نگاه کرد و گفت: «دید‌ی پسرم؟ انفاق نه تنها کم نمی‌کند، بلکه دریچه‌هایی از رزق و روزی را باز می‌کند که عقلِ حسابگر ما هرگز به آن نمی‌رسید.» *** **پیام داستان:** انفاق فقط بخشیدن مال نیست؛ نوعی معامله با خداست که در آن، آنچه می‌بخشی نه تنها کم نمی‌شود، بلکه از جهاتی که انتظارش را نداری، پربرکت‌تر به زندگی‌ات باز می‌گردد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من که برای خودم اولی رو نوشتم

سوالات مشابه درس 1 اجتماعی هشتم

❤️‍🩹💔 · درس 1 اجتماعی هشتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم