بهـرام که گور میگرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور بهـرام گرفت
گور اولی به معنای گور خر و گور دومی به معنای قبر است. ( گور و گور: آرایه جناس همسان)
بیا و برگ سفر ساز و زاد ره برگیر / که عاقبت برود هر که او ز مادر زاد
زاد اول به معنای توشه و زاد دوم به معنای ولادت است. ( زاد و زاد: آرایه جناس همسان)
عشـق شـوری در نهـاد ما نهـاد / جـان مـا در بوتــهی سـودا نهــاد
در مصراع اول، نهاد اولی به معنای وجود و سرشت است؛ اما نهاد دوم و سوم، فعل و به معنای قرار دادن است.
آتش است این بانگ نای و نیست باد / هر که این آتش ندارد نیست باد
«نیست» در مصراع اول فعل اسنادی و متضاد «هست» می باشد امّا «نیست» در مصراع دوم به معنی «نابود» است.
«باد» در مصراع نخست به معنی «حرکت هوا» است ولی در مصراع دوم به معنای «باشد» ( فعل دعایی) به کار رفته است.
برادر که در بند خويش است نه برادر و نه خويش است .
خويش اول به معني ” خود ” و خويش دوم به معنی ” قوم و خويش و فامیل ” است .
مثال بیشتر برای جناس همسان
خرم تن او که چون روانش / از تن برود، سخن روان است
روان: (روح و جان/ مشهور و جاری بر سر زبان هاست)
نالم زدل چو نای من اندر حصار نای / پستی گرفت همت من زين بلند جای
نای:( نِی / نام زندانی که مسعود سعد(شاعر) در آن زندانی بود)
گر آمدم به کوی تو چندان غريب نيست / چون من در آن ديار هزاران غریب هست
غریب:( عجیب / فرد ناشناس)