Sabrina Moh

فارسی هفتم. درس 17 فارسی هفتم

در بیت گر عهد خردیت یاد آمدی که بیچاره بودی در اغوش من عهد خردیت ینی چی

جواب ها

جواب معرکه

وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم دل آزرده به كنجی نشست و گریان همی گفت: مگر خردی فراموش كردی كه درشتی می كنی. چه خوش گفت زالی به فرزند خویش چو دیدش پلنگ افكن و پیل تن گــر از عهــد خُــردیــت یــاد آمـــدی كه بیچاره بودی در آغوش من نكـــردی در ایـن روز بـر من جفــــا كه تو شیر مردی و من پیر زن معنی و مفهوم :وقتی در روزگار جوانی كه جاهل بودم به روی مادر فریاد كشیدم . او رنجیده خاطر شد و گفت . مگر كودكی خود را فراموش كرده ای كه این چنین بر من تندی می كنی!پیر زنی وقتی فرزندش را كه قوی و درشت هیكل شده بود چه زیبا به او گفت.اگر از دوران كودكیت كه در آغوش من بیچاره و ناتوان بود امروز بر من ستم نمی كردی تواكنون قدرتمند ولی من ضعیف و ناتوان هستم

سوالات مشابه درس 17 فارسی هفتم

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام