Ronika

نگارش هشتم.

یه انشا میخوام از زبون خورشید از گوگل و اینترنت نباشه 🙏 لطفااا معرکه میدممممم

جواب ها

جواب معرکه

yekta

نگارش هشتم

--- انشا از زبان خورشید من خورشیدم؛ همان ستاره‌ی گرم و درخشانی که هر روز از دل آسمان طلوع می‌کند و دنیا را روشن می‌سازد. هر صبح، وقتی آرام‌آرام از پشت کوه‌ها یا لابه‌لای ابرها بالا می‌آیم، همه چیز جان تازه‌ای می‌گیرد. پرنده‌ها آواز می‌خوانند، گل‌ها سرشان را بالا می‌آورند و آدم‌ها روز تازه‌ای را آغاز می‌کنند. من از دور، خیلی دور، به زمین نگاه می‌کنم و می‌بینم که چطور نور من به درخت‌ها، رودخانه‌ها، خانه‌ها و صورت بچه‌ها می‌تابد. شاید بعضی‌ها فکر کنند من فقط یک گوی آتشین در آسمانم، اما من بیشتر از این‌ها هستم. من گرما می‌بخشم، نور می‌دهم و زندگی را ممکن می‌کنم. اگر من نباشم، زمین سرد و تاریک می‌شود و هیچ‌چیز نمی‌تواند به‌خوبی رشد کند. من دوست دارم به باغ‌ها بتابم تا گل‌ها شکوفه بدهند. دوست دارم به مزرعه‌ها نور بدهم تا گندم‌ها برسند و کشاورزان خوشحال شوند. حتی دوست دارم از پشت پنجره‌های کوچک به اتاق بچه‌ها سرک بکشم و آن‌ها را برای شروع یک روز خوب بیدار کنم. گاهی ابرها جلوی مرا می‌گیرند، اما من باز هم پشتشان می‌درخشم. گاهی باران می‌بارد و من با رنگین‌کمانی زیبا جوابش را می‌دهم. من با همه‌ی این زیبایی‌ها، به مردم یاد می‌دهم که حتی بعد از تاریکی هم روشنایی می‌آید. من خورشیدم؛ نماد امید، زندگی و شادی. هر روز با طلوعم به جهان می‌گویم: «هنوز هم می‌شود دوباره شروع کرد.» معرکه میدی

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن