LISA

فارسی هفتم. درس 17 فارسی هفتم

لطفاا خلاصه شده روان خوانی پیر داناا معرکه میدم

جواب ها

جواب معرکه

Razih_Hejazi

فارسی هفتم

روزی مردی با پسر کوچکش در روستایی زندگی می کرد روزی مرد به پسرش گفت پسرم تو دیگر بزرگ شده ای بالاخره جوان ها پیر می شوند و پیر ها هم ضعیف و ناتوان اما پدرت سه نصیحت به تو می کند همیشه انها را به یاد داشته باش اول ینکه در هر روستا خانه ای داشته باشی دوم اینکه هر روز کفش نو بپوشی و سوم کاری کن که همه مردم به تو احترام بذارن پسر یا تعجب پرسید پدر چه کار کنم که در هر روستا خانه ای داشته باشم مگر میشود هر روز کفش نو پوشید و چطور می توان کاری کرد که همه مردم به من احترام بذارن پدر لبخندی زد و گفت نگران نباش عزیزم خیلی خلاصهش زیاده برای همین تونستم نصف شو بنویسم آخه الان کلاس آنلاین دارم باید برم بازم شرمنده

سوالات مشابه درس 17 فارسی هفتم