نیلماه

بدون درس.

نمیدونم چرا اینقد داره حافظه ام قوی میشه و همه گذشتمو داره میکوبه تو صورتم. همش روزِ آزمون تیزهوشان ششم به هفتم داره میاد جلو چِشَم. اونروزی که نشستم سر جلسه و جلوم رفیق صمیمیم نشسته بود. اون دختره که یه پاکت خوراکی با خودش آورده بود. از عجیب بودن سقف کلاسی که توش داشتم آزمون میدادم . از گذاشتن دفترچه اول روی زمین و تعجب از اینکه مگه دفترچه ی دیگه ای. هم هست؟بعد آزمون که وقتی مامانم میخواست بغلم کنه پسش زدم و خجالت کشیدم از اینکه مامانم میخواست بغلم کنه و فک کردم یکی مسخره ام میکنه . و پشیمونی

جواب ها

متوسل ۲۵۰

بدون درس

خب الان از ما چی میخوای دقیقا
🩰Ay-Lida🩰

بدون درس

اون تایمی که همرو بلد بودم ولی جلوییم اشتباه نوشته بود از استرس از رو اون زدم...
رن...

بدون درس

منم یه چند وقتی بود اینطوری شده بودم. ولی‌ حقیقتا با اینکارت‌ کمی دل مادرتو‌ شکوندی‌‌میدونم‌ خودت میدونی؛ولی‌ بچها‌ مخصوصا‌‌تو این سنین‌ کارشون‌ فقط همینه‌،مسخره کردن‌ و ایجا جاییه‌ که مهم فقط خودتی و اون مادرت که با ذوق میخواست بهت ابزار محبت کنه‌ اونا یک حرف میزنن‌ و یادشون‌ میره بعدها‌ خودتو سرزنش‌ میکنی‌ ایکاش‌ از خودم دفاع کرده بودم‌

سوالات مشابه