آینازقاسمی

نگارش هفتم. درس 5 نگارش هفتم

سلام، اینو هرکی بازنویسی کنه معرکه میدم. (به ۴نفراول معرکه میدم) ✨🩷

جواب ها

جواب معرکه

sahel

نگارش هفتم

موفق باشی♡ شخصی خانه ایی اجاره گرفته بود. اما چوب های سقف بسیار صدا می داد. مرد به صاحب خانه مراجعه کرد و برای بازسازی سقف خانه با او حرف زد. صاحب خانه در پاسخ به سخن مرد گفت: چوب های سقف، ذکر خداوند می کند. مرد مستاجر گفت: درست است اما من می ترسم که این ذکر به سجده برسد. جمله آخر این منظور را به دنبال دارد که این پشت گوش انداختن ها و بهانه آوردن ها در نهایت به ریزش و فرود آمدن سقف بر زمین خاتمه می یابد. / یک نفر و یک شخص خانه ای اجاره گرفته بود ولی چوبهای سقف این خانه بسیار صدا میداد. مرد به صاحب خانه مراجعه کرد و برای از نوسازی و دوباره سازی سقف خانه با او صحبت کرد. صاحبخانه در جواب به حرف مرد گفت: چوبهای سقف که صدا میدهند ذکر خداوند را به جا می‌ آورند. مرد مستاجر ادامه داد: حرف شما صحیح است اما میترسم که ذکر این چوبهای سقف خانه به سجده برسد. نتیجه گیری این موضوع این است که اگر کارهایمان را با بهانه و پشت گوش انداختن به پیش ببریم در آخر آن کارها نابود می شوند و با ریزش سقف بر روی زمین به پایان خواهد رسید. / یک نفر از شخصی خانه ای اجاره کرد. ولی چوبهای سقف خانه بسیار صدا می داد. مستاجر پیش صاحب خانه رفت و برای تعمیر دوباره خانه با صاحب خانه صحبت کرد. صاحب خانه گفت: چوب های خانه که صدا می دهد خداوند را ذکر کن. مرد مستاجر در پاسخ گفت: حرف شما درست است اما، می ترسم که ذکر و عبادت چوبهای سقف خانه را به سجده برساند.

جواب معرکه

Maryam

نگارش هفتم

معرکه
Zahra

نگارش هفتم

یک نفر خانه‌ای را اجاره کرده بود. وقتی شب‌ها داخل خانه می‌رفت، چوب‌های سقف هر لحظه صدای بلندی می‌دادند و او را بسیار نگران و ناراحت می‌کردند. هر بار که صدا بلند می‌شد، او فکر می‌کرد شاید سقف خراب شده باشد یا اتفاق بدی بیفتد. او چند بار سعی کرد خودش صدا را آرام کند، اما هر بار موفق نمی‌شد و صدای چوب‌ها دوباره بلند می‌شد. یک شب، وقتی دیگر از صدای چوب‌ها خسته شده بود، با دلی پر از امید به خداوند گفت: «خدایا! نمی‌دانم چه کار کنم، این صداها واقعاً اذیتم می‌کنند. لطفاً کمکم کن تا آرامش پیدا کنم.» چند روز بعد، وقتی دوباره به خانه رفت، متوجه شد که چوب‌های سقف دیگر صدا نمی‌دهند. انگار که خداوند خواسته بود صداها را آرام کند تا او راحت زندگی کند. او از این اتفاق خیلی خوشحال شد و یاد گرفت که همیشه باید به خدا توکل کند و در مشکلات صبور باشد.

سوالات مشابه درس 5 نگارش هفتم

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام