1 .کارگاه نویسندگی – سفرنامه کوتاه
جمعه صبح با خانواده به شمال رفتیم. جاده سبز و پر از مه بود. وقتی به ساحل رسیدیم، صدای موجها آرامشبخش بود. دریا آبی و بیپایان، و نسیم خنک صورتمان را نوازش میداد. بعد از ناهار در جنگل قدم زدیم؛ بوی خاک نمزده و صدای پرندگان دلانگیز بود.
در برگشت، خسته ولی خوشحال بودم. فهمیدم سفر، فقط دیدن جاهای جدید نیست؛ تجربهی لحظههای زیبای زندگی است.
2.جمعه با خانواده به شمال رفتیم. هوا خنک و جاده پر از درخت بود. کنار دریا موجها پاهایمان را خیس کردند. بعد در جنگل قدم زدیم و از هوای پاک لذت بردیم. در برگشت، خسته ولی خوشحال بودم؛ چون سفر همیشه حس خوبی دارد.
3.تابستان با خانواده به اصفهان رفتیم. میدان نقشجهان و پل خواجو را دیدیم. معماری بناها زیبا و دیدنی بود. کنار زایندهرود بستنی خوردیم و عکس گرفتیم. سفر کوتاه بود ولی پر از خاطرات شیرین.
4.تابستان با خانواده به مشهد رفتیم. در حرم امام رضا(ع) دعا کردیم و حس آرامش داشتیم. بعد به بازار رفتیم و سوغاتی خریدیم. هوای شهر گرم بود اما دلمان شاد بود. سفر مشهد برایم یادگاری زیبا شد.
سلام ۴تا نمونهبرات حاضر کردم ۲ تا آخر دربارهی مشهد و اصفهان هستند .
معرکه یادت نره ااااااااا