درخت های را دیدم که پر از میوه بود بادوستانم رفتیم کنار درخت واز میوه های درختان چیدیم وبه خانه بوردیم. باغ خیلی درختان میوه داشت و عطر میوه ها در همه جای باغ پراکنده شده بود
سنگی بر سرم خورد قبلش دوستانم کنارم بودن ولی وقتی سگ خورد توی سرم دیدم یک مردی بالای سر من است گفتم شما کی هستید گفت من دکتر هستم دوستانت تورا ب دکتر آوردن
حتماً معرکه بدی یادت نره👍