به شب، تیغِ من ماه را خُرد کرد، خروشِ سپاهم جهان را سرد کرد. چو طوفان زِ دریا برآمد خروش، زِ گردون بشد اختران در خموش. سپاهی زِ ایران چو کوه بلند، که بر سنگِ دشمن نیارد گزند. به شمشیرِ تیز و به گرزِ گران، زمین شد زِ خون، همچو دریای ران. بدو گفتم: «ای بحر! بنمای راه، که ما ره‌شکن باشیم و پایگاه.» زِ فرمانِ من موج‌ها رام شد، به خاشاک، آن کشتی‌ها دام شد. کمان را کشیدم چو تیرِ هلاک، برآشفت دریا زِ فریادِ خاک. همه ناوگان، آتشی سرکشید، زِ فریادِ ایران، فلک برکشید. همی گفتم آن شب به یونان‌سپاه: «که با

جواب ها

یکی‌ام

بدون درس

اوو به‌به🙂

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام