میگه تو قرن ده قمری از خانواده شیخ صفی یکی به اسم اسمائیل صفوی به قدرت رسید قدرت مند شد
بعد
میگه این آقا اسماعیله با کمک قزل باش ها تونست حکومت های محلی که در شمال غربی بود رو شکست بده و از بین ببره
این حکومت هم انگاریتو طرفای تبریز بود که بعد از شکست این حکومت تونست تبریز الان شهری که من توشم😌😂🤍
رو تو دستش بگیره یعنی انگار مال خودش کرده و خودش هم شاه تبریز شده
اون بعد از اینکه شاه شد شیعه رو مذهب رسمی اعلام کرد یعنی گفته این رسمیه مثل اینکه همه باید شیعه باشن
(مثل نوروز که عید رسمیه)
میگه بعد آقا اسماعیل شاهان هر منطقه رو شکست میداد
مریض بود😐😂
این که داشت شاهان رو میکشت
یهو تو خراسان میرسه به ازبک ها و اونا رو هم میکشه و از بین میبره
و کامل کامل ایران رو تو چنگ خودش میگیره
میگه بعدش این اسماعیل اینقدددددددددددد جنگ اینا میکنه
کاری میکنه که کشور ما کشوری نیرومند بشه
یه جورایی انگار رهبر شده بود
اینقد این قلمرو رو شجاع میکنه و قوی میکنه که تا زمان ساسانی ها طول میکشه
بعد این حکومت که اسماعیل گذاشته باعث میشه که همه مردم باهم مهربون باشن بعدددددددددددددد باهم یکی باشن