_znaz

نگارش هفتم. درس اول نگارش هفتم

انشا آزادمعرکه میدم

جواب ها

جواب معرکه

سوگل

نگارش هفتم

معرکه یادت نره

جواب معرکه

البته! یک انشای آزاد زیبا و آماده تقدیمت می‌کنم: --- انشای آزاد: «صبحی که متفاوت بود» آن روز صبح، همه‌چیز کمی فرق داشت. وقتی چشم باز کردم، نور خورشید آرام‌تر از همیشه از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتاق می‌ریخت؛ انگار نمی‌خواست مزاحم رؤیایم شود. سکوت خانه مثل پتوی گرمی دورم پیچیده بود و لحظه‌ای حس کردم دنیا برای من مکث کرده است. از پنجره بیرون را نگاه کردم. آسمان صاف بود و بادی ملایم برگ‌های پاییزی را روی زمین جابه‌جا می‌کرد. حس عجیبی داشتم؛ حسی شبیه امید… شبیه شروع دوباره. تصمیم گرفتم امروز را جور دیگری زندگی کنم—با لبخند، حتی اگر دلیل واضحی نداشته باشم. وقتی از خانه بیرون زدم، هوای خنک روی صورتم نشست و انگار در گوشم گفت: «فرصت تازه‌ای داری، ازش استفاده کن.» در مسیر، به آدم‌هایی که از کنارم رد می‌شدند، دقیق‌تر نگاه کردم. هرکدامشان دنیایی برای خودشان داشتند؛ مشکلات، آرزوها، خاطره‌ها… و من فهمیدم که گاهی تنها کاری که لازم است انجام دهیم، این است که کمی مهربان‌تر باشیم. آن روز، هر لبخندی که زدم، هر کمکی که کردم—even کوچک—حس کردم مثل یک قطره نور داخل دلم می‌ریزد. عصر وقتی به خانه برگشتم، حس می‌کردم روزم پر از اتفاق‌های بزرگ بوده، درحالی‌که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای رخ نداده بود. فقط من تصمیم گرفته بودم متفاوت باشم. گاهی برای زیباتر شدن زندگی، لازم نیست منتظر فردا بمانیم؛ کافی است همین امروز، همین لحظه، یک تغییر کوچک در دل و نگاه‌مان ایجاد کنیم. شاید یک صبح کوچک، تبدیل به یک شروع بزرگ شود. --- اگر دوست داری، می‌تونم این انشا رو به سبک دانش‌آموزی، رسمی، ساده، کودکانه، یا حتی دربارهٔ موضوع دلخواه تو بنویسم. فقط بگو چه سبکی می‌خوای؟ 😊✍️

جواب معرکه

*Yekta*

نگارش هفتم

انشا شب یلدا است ترو خدا معرکه بده 😊 لطفاااااااا معرکه 😊

سوالات مشابه درس اول نگارش هفتم