pari

فلسفه دوازدهم.

به ساده ترین شکل لطفا توضیح بدین هر چی میخونم بیشتر نمیفهمم

جواب ها

Mohi

فلسفه دوازدهم

ببین ما ی جهانی داریم به اسم عالم مثل کاری به اینکه معنیش چیه نداشته باش فقط حفظ کن ی جهان دیگم داری به اسم عالم طبیعت، ما توی این عالم طبیعت قرار داریم خب؟ حالا میگه این عالم طبیعت زیر مجموعه یا ساله عالم مثله. پس همه ما و همه ی موجودات مادی این جهان ی جورایی جز عالم مثل حساب میشیم توی این عالم مثل ی سری چیز هست که بهش میگن مثال، حالا از بین این مثال ها ی چیزی هست به نام مثال خیر. این مثاله خیره از همه ی مثالای دیگه برتری داره مثلا تو ی روشنایی تصور کن ی خورشیدم تصور کن قطعا خورشید خیلی وسیع تر و عام تر از روشناییه دیگه؟ خورشید برتری داره بر هر نوری. این خورشیده رو همون مثال خیر گرفته اون یارو. اون روشنایی هام مثال های دیگن که مثل پرتو های خورشیدن از خود خورشید نشات میگیرن منشا شون خورشیده حالا میگه حقایق که اگه روشنایی تصورشون کنیم مثل این مثاله خیرن نور دارن روشنن ولی هر نوری که خورشید نیست ـ شبیه این مثاله خیرن حقایق ولی خودش نیستن این چیزا رو گف که تهش به این نتیجه برسه که خدا هم مثل این مثاله خیره همه ی ما از خداوند به وجود اومدیم پس ما هم از این مثاله خیره نشات میگیریم و هیچ کسی نمیتونه به جایگاهی که خدا داره برسه امیدوارم فهمیده باشی😂
وحشی تر از بافقی

فلسفه دوازدهم

ببین افلاطون اومد دوتا اسم برای خدا انتخاب کرد یکی دمیورژ یکی هم مثال خیر!حالا این مثال خیر چیه؟ اگه ما خورشید رو درنظر بگیریم شاید اولین چیزی که با اسم خورشید میاد تو ذهنمون نور باشه ولی این به این معنی نیست که خورشید دقیقا خود نوره یا نور خود خورشیده!بلکه این نور فقط پرتویی از خورشید هست حالا افلاطون اومده اینجا گفته همه ی ما پرتویی از خدا هستیم که به واسطه خداوند به وجود اومدیم و درواقع همه حقیقات جهان پرتویی از مثال خیر(خدا هستند) و همینطور که نور فقط پرتویی از خورشیده و خود خورشید نیس اشیا جهان هم فقط پرتویی از خداوند و مثال خیر هستن نه خود مثال خیر!

سوالات مشابه