جواب حکایت صفحه ۳۴ برام میفرستین؟ اگه از نت نباشه معرکه میزنم!

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

روزی شخصی که کارش دزدی بود پیراهنی را دزدید و آن را به پسرش داد تا ببرد در بازار بفروشد. پسر به بازار رفت و دزد دیگری پیراهن را از ربود وقتی به خانه برگشت پدرش پرسید پیراهن را به چه قیمتی فروختی؟ پسرش گفت به همان قیمتی که خودت آن را خریده بودی، هیچ! در واقع منظور پسر این بود هرچیزی که از راه حرام به دست آید ارزشی ندارد به همان صورت که به دست آمده از دست میرود

جواب معرکه

زود پیش نرفتین؟

سوالات مشابه درس 2 نگارش نهم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم