سلام این داستان درباره ی مردی بوده که درکاروان مرد اشفته ایی رو دیده و.... مرد از فرد شوریده می پرسه که علت مثلا زود بیدار شدنت چه اونم می گه که حیوانات در حال شتایس خدا بودنند ودیدم درست نیست که حیوانات خدارو ستایش بکنند ومن خفته باشم
معرکه یادت نره