My irrational fear of cats died out.
ترس غیرمنطقی من از گربه ها از بین رفت.
An earthquake destroyed many houses every year.
زمین لرزه هر ساله خانه های زیادی را ویران می کند.
I go to the plain near my uncle's house.
من به آن جلگه ی نزدیک به خانه ی عمویم می روم.