علی ....

فارسی هشتم. درس10 فارسی هشتم

میشه معنی حکایت خوشبو را بگویید بهتون لایک و تاج میدهم

جواب ها

جواب معرکه

نگار

فارسی هشتم

حکایت: نام خوش‌بو یکی از عارفان روزی در راه، کاغذی دید که نام مبارک پروردگار (بسم الله) بر آن نوشته شده بود و مردم پا بر آن می‌نهادند و می‌گذشتند. معنی: روزی یکی از خداشناسان در راهی کاغذی دید که نام بابرکت خداوند بر روی آن نوشته شده بود و مردم بر روی آن پا می گذاشتند و عبور می کردند. واژه های مهم: عارفان: جمع عارف، خداشناسان مبارک: با برکت ایستاد و کاغذ را برگرفت و آن کاغذ را معطّر گرداند و اندر شکاف دیوار نهاد تا از آسیب پای رهگذران در امان باشد. یستاد و کاغذ را بلند کرد و آن را خوش بو کرد و در شکاف دیواری گذاشت تا رهگذران بر روی آن پا نگذارند. واژه های مهم: برگرفت: بلند کرد معطّر: خوش بو اندر: در مدّت‌ها گذشت. شبی به خواب دید که ندایی به او می‌گوید: «ای دوست! نام من خوش‌بو کردی و مرا بزرگ داشتی و حرمت نهادی. ما نیز نام تو معطّر گردانیم، در دنیا و آخرت تو را بزرگ و گرامی خواهیم داشت». معنی: مدت ها گذشت. شبی در خواب دید که صدایی به او می گوید: ای دوست من! بخاطر اینکه به من احترام گذاشتی و نام من را خوش بو کردی من هم نام تو را خوش بو می کنم و تو را در دنیا و آخرت بزرگ و عزیز خواهم کرد. واژه های مهم: ندا: صدا حرمت نهادن: احترام گذاشتن پیام حکایت: پیام اصلی این حکایت تأکیدی بر بزرگداشت و حرمت نهادن به اسم های خداوند بزرگ است که یکی از سنت های دیر پای فرهنگ و ادب و تمدن ایران و اسلام است. حلالت نمیکنم معرکه ندی

سوالات مشابه درس10 فارسی هشتم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن