خسرو یه پسری هست تو یه مدرسه که ذهنش خیلی قویه وهمه درسارو وقتی که معلم توضیح میده همون لحظه یاد میگیره به جز ریاضی که خیلی ضعیف بود
و باخودشم کیف و کتابی رو به مدرسه نمیاره و تو زنگ انشا هم یه برگه سفید از دوستاش میگیره و خودش از حفظ میخونه معلماهم فک میکنن که داره از روی کاغذ میخونه خسرو تو بچگی مادرشو از دست میده و پدشم توجه زیادی بهش نمیکنه و مادربزرگش بهش میرسه خسرو آواز خوانیشم قویه و موقع نقاشی کردن هم یه برگه از دوستاش میگیره و نقاشی میکنه و نمره شو میگیره واستعداد ورزش کردن رو هم داشت و تو کشتی خیلی ماهربود سال بعدش کشتی رو کنار میزاره وبه قول دوستش مرد میدان نمیشه و معتاد میشه سال ها بعد دوستش اونو میبینه و خوشحال میره بغلش ولی میبینه که خسرو خیلی ضعیف و بی حال شده و میفهمه که خسرو مادربزرگش رو هم از دست داده دوستش چند روز بعد از این ملاقات میفهمه که خود خسرو هم مرده واون همه دانش و استعداد رو با خودش به خاک برده