یک انشا درباره یکی از موضوع های کتاب تا صفحه ۴۶لطفا سریع خواهش میکنم لطفا از خودتون باشه نا از جاهای دیگه مثل سایت

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

اما داستان ضرب المثل این قسمت : ' کلاغ می خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد ، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد . ' کبکی بود که خیلی زیبا راه می رفت . همه پرندگان ، مجذوب خرامان راه رفتن او بودند . وقتی کبک از دور دیده می شد ، پرنده های دیگر دست از پرواز و جست و خیز بر می داشتند ، روی شاخه ای می نشستند تا راه رفتن او را ببینند . در میان همه پرندگانی که از راه رفتن کبک خوشش می آمد ، پرنده ای هم بود که فکرهای دیگری به سرش زده بود . این پرنده کسی جز کلاغ نبود . در ابتدا کلاغ هم مثل سایر پرنده ها ، به راه رفتن کبک نگاه می کرد و مثل همه لذت می برد . اما چند روزی که گذشت ، کلاغ با خود گفت : ' مگر من چه چیزی از کبک کم دارم ؟ او دو تا بال دارد ، من هم دارم . دو تا پا دارد و یک منقار ، من هم دارم . قد و هیکل ما هم که کم و بیش به یک اندازه است . چرا من مثل کبک راه نروم ؟ ' این فکرها باعث شد که کلاغ طور دیگری عمل کند . او که می دید توجه همه پرنده ها به کبک است ، حسودی اش شد و تصمیم گرفت هر طور که شده نظر پرنده ها را به خودش جلب کند . با این تصمیم ، نگاه کلاغ به کبک عوض شد . او به جای اینکه مثل همه پ

سوالات مشابه درس 1 نگارش هشتم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم