درس هفدهم ستارهی روشن
گفته که خوانده بودم که بزرگمهر حکیم یا دانشمند برادرای خودش رو وصیت کرده بوده گفته بوده که توی کتاب خواندم که آخر زمان پیامبری به اسم محمد خواهد آمد اگر زنده بمانم یعنی عمرم تموم نشه اولین نفری هستم که میرم پیشش شماهم بچه های خودتون رو اینطور وصیت کنید تا به بهشت برین دانشمندان و عالمان جلو آمدند و میگفتند تو مارا از همه چیز آگاه کردی و چیزی رو جا نتداختی تو ستارهی روشن ما بوری و راه راست را به ما نشان دادی به ما یه یادگاری بده از علم خودت گفت به شما وصیت میکنم خدای عزوجل به یکتایی بشناسید و از او اطاعت کنید و بدانید که هر کار و رفتار زشت و ناپسند شما را میبینه و از دل شما خبر داره خوب حرف بزنید و کارهای خوب انجام بدید تا خدا شما را ببینه و خدا شمارا برای خوبی آفریده نه بدی و از آدم های بد دور باشید چون شما رو گمراه میکنند همیشه راست بگین چون همه مردم راست گویان را دوست دارد و از دروغ گفتن دوری کنید و از کسی عیب جویی نکنید زیرا کسی بی عیب نیست هر کی از عیب های خود نابینا شد یعنی عیب های خودشو نمیبینه نادان ترین آدم است و هر کسی که از شما بزرگتر است احترام آن را نگه دارید.
پیام درس ما نتیجه میگیریم که همهی ما باید خوب باشیم باهم صادق باشیم هيچوقت به خانواده هامون دروغ نگیم ما هر کاری که میکنیم خدا مارو میبینه و حتی از دل ما با خبره و همینطور باید با کسانی دوست باشیم که ما رو به راه درست هدایت کنه.