من یک برگه هستم و بیشتر بچه ها از من تعریف بدی دارن. روی من انواع سوال از درس های مختلف طرح میکنن و مراقب هستن کسی من رو نگاه نکنه .
خیلی خیلی برای معلم ها با ارزش هستم اما برای بچه ها فقط یه اضطراب بزرگم .
وقتی زمان امتحان میرسه مارو بین بچه ها پخش میکنن.
بعضی ها مارو خیلی بد نگاه میکنند و اینطور من احساس میکنم که شاید واقعا اضافی هستم .
اما بعضی ها مارو با انگیزه و با ارزش میدونن.
زمان امتحان که فرا میرسه همه با خودکار به جانم میوفتند و تا جایی که میتوانند در گوشه کناره های من مینویسن. بعضی ها من رو رنگی میکنن و مرتب میشم.