گاهی دلم میلرزه وقتی به آدمهایی فکر میکنم که برای آرامش ما، برای اینکه امشب با خیال راحت کنار خونوادهمون نفس بکشیم، قدم گذاشتن روی مسیری که پر از سختی و دلهرهست.
من فقط یه دختر دانشآموزم، با هزار تا رؤیا، هزار تا استرس کوچولو و هزار تا امید ریز و درشت…
اما با همهی کوچیکیهام، میخوام از صمیم دل بگم:
این آرامش روزهای من، این خندههای خانوادم، این لحظههایی که زیر آسمون بدون ترس قدم میزنیم… همهش یه جایی به شجاعت شما گره خورده.
به دلهایی که محکمتر از کوه ایستادن تا دل ما نلرزه.
شاید من هیچوقت شما رو از نزدیک نبینم،
شاید اسمهاتون رو ندونم،
اما میدونم آدمهایی هستن که بودنشون خودش یه آرامشه.
از همین فاصله، از همین سن و سال کم،
میگم:
خدا پشت و پناه دلهای بزرگی که باعث میشن دلهای کوچیک مثل من آرومتر بتپه.
و ممنون که دنیا رو جای امنتری میکنید… حتی برای دخترکی که هنوز دنیارو با ریاضی و رویاهاش اندازهگیری میکنه.